و واي و واي و واااي اگر اين زخمها پنهاني باشند درد خود بدان و كس ندان دردش هزار برابر ميشود .
بايد خفه بشوي و ادا در بياوري. بميري نطق نكشي كه مبادا كسي بويي ببرد .
درد ها و دلتنگي ها براي هيچ كس دايمي نيست .زمان مي برد اما بالاخره ادم ياد مي گيرد خودش را از چاله بكشد بيرون زخمهاي خودش را مداوا كند به هر سختي به هر بدبختي.. بايد ياد بگيري براي انچه كه دوستش داري بجنگي و اگر صادقانه و درست و در حد و اندازه انچه كه دوست داري بجنگي خواهي برد . حتي اگر هم ببازي باز احساست متفاوت با امروز خواهد بود
هر چند ديگر هرگز ان ادم سابق نمي شوي (حداقلش احساس تنفريست كه هر از چندي به سراغت مي ايد .)
اما درد شناس خوبي مي شوي عمق درد يك ادم را و عمق زور زدن براي پنهان كردن دردش را مي فهمي...
نكنيم با ادمها كاري / كه وقتي بر سر خودمان مي ايد از تاب درد صدايما ن در نيايد ..
ما را در سایت باران دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 5