فكرهم تكنيد در شرايط ايدال مي نويسم نه والا يك كوه اشغال تلنبار شده كنار دستم مانده حاصل تكاندن كمد زير بوفه ....
شام هم ندارم . نصف النهار بخورند اهالي خانه مگر چه ميشود ؟
مهم من هستم كه حرف دارم . فكر مي كنم اين اضافه هايي كه من دور مي ريزيم . چه حالي پيدا ميكنند وقتي بي توجه مي چپانيمشان توي كيسه زباله ؟يا توي انباري ?
اگر مي خواستيم توضيحي بدهم چه مي گفتم ؟ ..تو كهنه اي تو از رنگ و رو افتادي تو بدرم نميخوري تاريخ مصرفت گذشته تو شكسته اي لب پر شدي بي مصرف شدي زشتي براي جلوچشم مهمانها پرستيژ مرا بهم ميزني .
دست و پا گيري ..
هيچي غالبن پرتشان مي كنيم ته كيسه زباله خيلي بخواهي درست رفتار كني مي گويي خيلي بدردم خوردي ممنون و تمام و شايد همين كافي باشد .اما با وسايل بزرگتر و با ارزش تر چنين نمي كنيم ما يخچالمان را تلويزيون يا ماشين قديميمان چنين نميكنيم . اگر بخواهيم ادمهايي كه بنوعي به زندگي مان وابسته اند را از خودمان دور كنيم چه مي كنيم ؟ .اين بستگي به نوع تربيتمان و نگاهمان به ادمها دارد.
اما گاهي بعضي از ادمها انقدر پيش مي روند كه با ادمهاي دور يا نزذيك زندگيشان مثل زباله هاي ريز و بي مصرف در حد جوراب پاره برخوردميكنند.و گاهي كاري كه با يخچال و تلويزيون و ماشين كهنه شان نمي كنند با ديگران ميكنند.و گاهن انقدر پيش مي روند كه همين كار را با زن يا شوهر يا بچه يا پدرو مادر مر يض نا توان يا از كار افتاده شان انجام ميدهند.
بچه هاي عقب مانده شايد قدرت ابراز احساسات و بيان كلامي پاسخ به محبت را نداشته باشند اما مي فهمند.
پدر و مادر پير ناتوان ما ممكن است دست و پاگير باشند مزاحم باشند وقت گير باشند اما دور از انصاف است كه گوشه اسايشگاه بمانند. حتي اگر سيصد و شصت روز سال گرفتاريم اين پنج روز عيد را به پاس انكه نه ماه حملمان كردند كنار خودمان بياوريم .
با ادمها نكنيم انچه را كه حتي با چيزهاي بلا استفاده منزلمان نمي كنيم . ادمها موتور ندارند دلي دارند كه راستي راستي مي شكند .
ما را در سایت باران دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 3