بايد اشتباه كند . نكند به هيچ جا نمي رسد . هيچ شناختي بي اشتباه صورت نمي پذيرد . هيچ فرضي بدون پيش فرض قانون نمي شود .
و اگر ادم مثل من يك جورهايي ديوانه طور و ماجرا جو و كله شق باشد ديگر بدتر هي مي رود . سر خودش را بسنگ مي كوبد و هي جاي زخمهايش را توي اينه نگاه مي كند و كيف مي كند كه كشف كرده .
اين يكي سنگ خارا بود. اين گرانيت بود اين زخم بايد جاي مرمر باشد . اين يكي استلاگتيت .
اما گاهي ادمها يك اشتباه را دوباره و سه باره چهار باره تكرار مي كنند .
اين فقط مي تواند دو علت داشته باشد يا طرف خنگ است و نفهم ....
يا اينكه تاوان اشتباهش را بطور كامل پي نداده مي رود تا دوباره بيفتد در ان سيكل معيوب تا مثل دستگاه سانتريفوژ بچر خاندش بلكه خالصي از ناخالصيهايش جدا شود .
ما را در سایت باران دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 2