خود ناخواسته از اين جهت كه طرح بازي شكل بازي يا نوع اجرايش را از پيش در نظر نگرفته اي .
خود خواسته از اين جهت كه يك كشش يك ميل يك رغبت دروني تو را به شروع و ادامه بازي راغب مي كند . و تو وسط شر و شور بازي به اين فكر نمي كني كه از كجا چطور چگونه به اين بازي كشيده شدي.
به درست و غلطش هم فكر نمي كني . فقط مي خواهي ادامه بدهي تا ان شور شيرين ان لذت و هيجان از بين نرود .
انقدر جذبه دارد برايت كه اصلن فراموش ميكني بازيست. كه اين وسط هوار از سر لذت تو ممكن است دو تا همسايه را از چرت نيمروز بپراند . يا شيشه اي اين وسط بشكند .
زمين مي خوري و باز بلند ميشوي و باز مي خواهي ادامه بدهي . عرق ريزان و خسته ....
نمي دانم از كجاي قصه شور بازي فرو مي نشيند . از كجاي قصه حال و هوايت عوض ميشود .
جر زدن يكي از بازيكنان / جار و جنجال همسايه ها / يا دعواي بين بچه ها مهم نيست حتي مهم نيست كه توي بازي غالب شده اي يا مغلوب ... فردا بازي هم بازي از نو ....مهم نيست
مهم اين است كه از يك جايي به بعد فكر مي كني بازي بس . نه اينكه بروي بازي را با يكي ديگر جايي ديگر ادامه بدهي ...
نه ! ....فكر مي كني كه ديگر براي بازي زيادي گنده شدي . ديگر مثل زمان بچه گي ادامه بازي حال نمي دهد كيف ندارد رمق نداري . برد و باخت برايت مهم ميشود . رعايت شان سن و سالت مهم ميشود . زمين خوردن مهم ميشود .
مي نشيني روي صندلي راحتيت و دست روي دست مي گذاري و چرت مي زني ....
فقط از تمام بازي هاي عالم يادش برايت مي ماند و حسرت برخي كرده ها و
نكرده ها ....
فكر مي كنم به اين مي گويند پيري ....
من پير شده ام/ سر بسر ادمهاي پير نگذاريد .....شان سن و سالشان را حفظ كنيد . من به جاي بازي به چرت نيم روز احتياج دارم .
ما را در سایت باران دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 1